أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

264

تجارب الأمم ( فارسى )

مقتدر نرفت و او را نديد و امير ابو العباس [ پسر مقتدر ] و وزير ابو على [ بن مقله ] را بپذيرفت و نازوك به پائين رفت [ 1 ] . آشكار شدن نگرانى ميان مونس و مقتدر : هارون بن غريب [ پسر دائى خليفه ] در دار السلطان جا گرفته به ناسزاگوئى به مونس مظفر پرداخت ، ابو الهيجاء عبد الله بن حمدان نيز از كوهستان بيامد و به مونس پيوست و داد و ستد نامه‌ها ميان مونس و مقتدر دنبال شد . * سال سيصد و هفدهم آغاز شد گزارش شورش نازوك و ابو هيجاء كه به بركنارى مقتدر و بازگشت او به خلافت و كشته شدن آن دو انجاميد : روز شنبه هشتم محرم [ 317 ه ] مونس مظفر به دروازهء شماسيه بيرون رفته سپاه نيز با او برفت . نازوك نيز با ياران و غلامان و جنگ افزار ، از خانه سوار شد و چون به پل رسيد آن را بريده يافت . پس ايستاد تا آن را درست كردند و او با ياران از آن گذشته به مونس پيوستند . ابو هيجاء [ عبد الله ] بن حمدان و ديگر سرداران نيز آمدند و سپس همگى از دروازهء شماسيه به نمازگاه بيرون رفتند . مقتدر نيز خانهء خود را به هارون بن غريب و احمد بن كيغلغ و حجريان و پيادگان « مصافى » بياراست . ولى در پايان آن روز بيشتر كسانى كه در « دار السلطان » بودند پراكنده به مونس پيوستند مونس نيز نحرير [ 2 ] كوچك را از دينور برداشته ، آن را به بخشهاى ابو هيجاء باز گردانيد . مونس براى مقتدر پيام فرستاد كه سپاه از هدر شدن دارائىها كه به خدمتگزاران و زنان داده مىشود و از همكارى ايشان در رايزنى و سياست نگران است و از شما

--> [ ( 1 - ) ] M : براى پيشينهء اين كشاكشها ، ن . ك : خ 5 : 269 . [ ( 2 - ) ] در همين سال [ 317 ه . ] در موصل كه كارگزار معونت آن بود در گذشت ( صله عريب : 146 پ 1 693 ) .